تبليغاتX
اینم من - حیف شد! یا من و ام اس !
یک

همه چیز از سر شدن انگشت شست پای چپم شروع شد!

 

دو

من:شست پام سر شده حالا من استرس دارم خشک شه بیفته!

در حالی که توقع دارم بشنوم که شست پا میخوای چکار و اینها:

عمو امین:اوه خطریه! برو دکتر!

من:دکتر چی؟

عمو امین: اعصاب

.

.

 

 

سه

یادم میاد که دست و پام جدیدا زیاد خواب میره استرس هم گرفتم چون یادم اومده

که اینه از علائم "ام اس " ه!

سرچ میکنم.بله خودشه!

 

چهار

مطب دکتر فلانی متخصص مغز و اعصاب

بعد از گپ و گفت طولانی من باب رشتم ودانشگاهم و هنر و خانوادم و خونمون و قیافم و عکس دفترچم و اینها موضوع رو مطرح میکنم

کمر درد داری؟ نه

سردرد ؟ نه

پا درد؟ نه

عصبی شدی این مدت؟ بله!

دکتر خوشحال میشن!: (با ذوق!) چرا؟؟ عاشق شدی؟؟؟  نه

(نومیدانه!)یعنی اصلا تو این زمینه ها نیست؟ نه!

اوکی این موضوع(سر شدن شست پا!) آزارت میده؟

_  راستش خودش که نه اما من یه تشخیصاتی خودم دادم اونا آزارم میده!

_خوب یه ام آر آی مغزی مینویسم که خیالت راحت شه ام اس نیست!!!(دکترم باهوش بود خیلی!)

بعد از کلی گپ دیگه میام بیرون!

 

پنج

مرکز تخصصی ام آر آی یک هفته بعد

صدام که میکنه با یه لباس صورتی مخصوص ام آر آی که تنم کردن مضحک تر از همیشه میرم تو!

خانوم مسئول به آقای دکتر مسئول: دکتر این خانوم مغز دارن؟!!

میخواستم بگم نه بابا این خانوم مغزشون کجا بود؟!

مهلت ندادن!

 

شش

ام آر آی خیلی بامزه بود!

حیف که مجبور بودم چشامو بسته نگه دارم!

 

هفت

مطب دکتر فلانی متخصص مغز و اعصاب

بعد از گپ و گفت طولانی من باب رشتم ودانشگاهم و هنر و خانوادم و خونمون و قیافم و عکس دفترچم و اینها ام آرآی رو میدم بهش !

در میاره نگاه میکنه

ـخوب مغزت که خوبه!

من: اا خوبه؟!

خوب ام اس ندارم و احتمالا مهره ی پنجم کمرم دیسک خفیفی داره!و یه کارهای رو نباید انجام بدم و اینها! خلاصه که ام اس ندارم!

خوب دست و پام که خواب میره چی؟

ـ عصبیه! زیاد حرص نخور!!!

 

 

 

هشت

عمو گوریل: حیف شد!  اگه ام اس داشتی میتونستی عضو  special .ir  بشی!!!

 

 

 

پ.ن:(محض اطلاع) شست پام هنوز کمی بی حسه!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:6 توسط من |