حل مسئله یا پاک کردن صورت مسئله؟!
فقط دقت کن میگم(اسونتر) نه بهتر یا منطقی تر یا هر چیز دیگه.صرفا اسونتر!
بعدشم اون کاریو بکن که اسونتره!اگرم شرایط یکسان بود بازم سعی کن صورت مسئله رو پاک کنی!چون اگه برعکسشو انتخاب کنی تازه باید فکر کنی ببینی چه جوری مسئله رو حل کنی؟!!!
-خوبی تو؟
-باید باشم؟
- نه خوب!
اول اینکه:مرسی از راهنماییها و انگیزوندن هاتون!
دوم: دو تا دوست دارم که اونام گاها" میان کتابخونه. دانشجو هستن و اتفاقا برای کنکورشون به همراه خواهر بنده تو همون کتابخونه درس خوندن.
این دوتا دوست صبح به صبح!که بنده رو میبینن یک دست بر شکم نهاده وبا دست دیگر به من اشاره کرده و قارت قارت میخندند که: کنکوری !کنکوری!
مستحضر هستین که به اینجانب روحیه تزریق میشه از همه طرف!
سوم : کسی پیدا میشه که به من بگه من دقیقا چرا باید عربی بخونم؟هر کاری با خودم میکنم نمیتونم خودم رو متقاعد کنم!
چهارم: من همچنان تنبلم و وقتی درس میخونم به شدت حوصلم سر میره!-دقت کن خسته نمیشم حوصلم سر میره - احتمالا چون این کتابارو -به جز عکاسی- توی سال تحصیلی خیلی خوندم. اما وقتیم تست میزنم کلی اشکال دارم!
پنجم:اگه امار بلاگم همینجوری بمونه مجبورم درس خوندن رو تعطیل کنم و به وبلاگای پر بیننده مراجعه کنم و کامنت بذارم که: به کلبه ی تنهایی و بدبختی و فلاکت من بدبخت بیچاره سر بزنید!
یا: دوست گلم!الهی فدای اون چشای سیاه و موهای بورت!-دورگه اس- بشم به دهکده ی مفلوک خاطرات تنهایی های من سری بزن نظر هم یادت نره !
ششم هم اینکه : مرسی!
لطفی در حق من بکنید و از هر طریقی که خودتون بلدین به من انگیزه بدین!
به هر حال ادم تنبلی مثل من به کمک شما نیاز داره.
فعلا...
همین امروز.![]()
خیلی دوستش میداشتم![]()
مرد...![]()
زندگی شاید همین باشد...
خوب عزیز دلم تو که نمیخوای استتعداد بدی واسه چی علاقه میدی؟
فقط می خواد منو حرص بده!