ـ این تیارت رفتن ما هم شده سوژه! همه چیز دست به دست هم داده که نشه که بشه...
ـ تنبلی داره دودمانم رو به باد می ده!...
خدا خودش رحم کنه...
دیروز رفتیم کار این اقای سیف القلم رو دیدیم.چقدر کار خوبی بود . فقط یکم هماهنگیشون کم بود که اونم حتما برای اجراشون درست میشه.در مجموع خیلی خوشم اومد.
دوشنبه هم رفتم صبا.دوسالانه ی گرافیک که پوستر های خیلی خوبی بود. از اون طرف هم رفتم کار این اقای مدیر رو دیدم .اقا این اقای مدیر چه صدایی داره! من اگه جاش بودم حتما رو صدام کار میکردم.یه چیزی ازش در میومد!
دیگه اینکه این سرپرست کار اموزیم اعصابم رو به هم ریخته. کار بزرگم رو که گند زد بهش!زنه اصلا سرش معلوم نیست یکم دنباله ی موهاش معلوم بود میگه: این موهای افشون چیه..! موهارو برداشت دنباله ی روسری گذاشت! این هیچی دیروز اتود کارای کودکم رو بردم نشون میدم یه مامانه داشت غذا میبرد سر میز همه ی خوشگلیش به پاهاش بود برداشت پیرهنشو اورد تا پایین پاش! بعدم میگه یه روسریم سر این بکن! واسه انجمن اسلامی کار میکنی واسه خودت لخت بکش!!
دیگه اینکه:به یک داوطلب(ترجیحا علاقه مند به تئاتر ) جهت همراهی برای دیدن کار دیدن کار "میخوام بخوابم" نیازمندیم!.
دیگه اینکه این روزا کارورزی دارم.یه کار۵۰در۷۰ باید انجام بدم با موضوع "زن و محبت به فرزند".
یه لیست بلند بالا دادن بهمون که انتخاب کنم که همش مربوط به زن بود:"زن و عدم ارایش ظاهری در برابر نامحرم"!"زن و محبت به همسر" "زن واداره ی امور منزل" واز همه جالبتر ""زن و نظافت فردی""!!!!
فک کن!!!!! زن و نظافت فردی!!
بعد دیگه ۷ تا هم کار تصویر سازی کودک دارم موضوعاش ایناس:
ـمن باران را دوست دارم.
ـمن با داداشم مهربونم.
ــمن با خواهرم مهربونم!
ـمن غذاهای مامانم رو میخورم!
ـمن زنگ تفریح لقمه ای که مامانم برام گذاشته رو میخورم!
ـمن پسر تمیزی هستم!!!!
همین دیگه...
خلاصه اگه ایده ای نظری چیزی داشتین دریغ نکنین
فعلا....
از خودم هم اینو بگم که سال سوم هنرستان رو تو رشته ی گرافیک تموم کردم وسال تحصیلی جدید
میخوام پیش دانشگاهی هنر بخونم تا سال دیگه کنکور هنر بدم واسه تئاتر!دیگه اینکه امیدوارم اینجا بتونم دوستای خوبی پیدا کنم.