کنکور دادیم!
+
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:53 توسط من
|
ـ گفتی چی می خونی؟
-نمایش.
ـ اااا! گرایشت چیه؟
- گرایشم؟! من گرایشم به جنسه مخالفه!
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:2 توسط من
|
دلم میخواد یه مجموعه داشته باشم که توش یه کتابفروشی بزرگ یه گالری یه سالن تئاتر با به کافه ی کوچیک داشته باشه.
بعد همه ی اینا هم یه جوری به هم راه داشته باشه!
وای چقدر دلم میخواد!
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 16:37 توسط من
|
۱.بهمن شد و من هنوز اندر خم یک کوچه ام!
۲.یک نفر به من کمک کنه!مغزم منجمد شده!
۳ .من هیچ کدوم از این تئاتر هارو نتونستم برم!یک نفر به من یا کمک کنه یا دلداری بده!
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 14:41 توسط من
|
1.
پنیر جهش شیر است برای جاودانگی!
"یک سمفونی ناکوک" کار آتیلا پسیانی رو توصیه می کنم!
به خصوص اگه تو جو تئاتر هستین!
مولوی اصلی (البته اگه تموم نشده باشه!)
2.یه چند روزیه واسه ی تنوع! روی تخت اونورکی می خوابم یعنی سرم جای پاهام و بالعکس!
خوب تا اینجای کار که مشکلی نیست!قضیه اینه که صبحها که میخوام بلند شم از روی عادت همونوری بلند میشم!(یعنی مثل سابق!)در نتیجه خیلی شیک با کله میرم تو دیوار!!
اینم گفتم بدونی اون دو سه تا سلول خاکستری باقیمونده رو هم به باد دادم!
3.آهای اونایی که دانشجویین و عاشق رشته و دانشگاهتون هستین!
ازتون بدم میاد!!!!!!!
پ.ن :این کار اقای سمندریان الان داره اجرا میره؟!
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 11:35 توسط من
|
هیچی بدتر از این نیست که از گذشته ات پشیمون از حالت ناراضی و نسبت به آینده ات نا امید و نگران باشی!
مدتهاست
یک چنین احساساتی دارم!
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 23:26 توسط من
|
نظرت نسبت به یه آدم تنبل بی اراده ی نفرت انگیز که نمیتونه ذهنش رو متمرکز کنه و هر مساله ای میتونه مدت ها مشغولش کنه چیه؟!
دقیقا یک چنین گهی هستم!
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 3:35 توسط من
|
هنگامی که نقال در مجلس داستان رستم و سهراب به مرگ سهراب میرسد بسیاری گریه میکنند و بی خبر از محوطه خارج میشوند تا خبر مرگ سهراب را نشنوند.
بارها شده که پول یا گاو و گوسفند به نقال داده اند تا از کشتن سهراب منصرف شود!!!
فک کن!
پ.ن خلاقیت نمایشی مثل خلاقیت تصویری یکی از درسای کنکورمونه! میپرسی خلاقیت 4 گزینه ای؟! اره عزیزم همه چیمون باید به هم بیاد بالاخره!
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 2:17 توسط من
|